‏نمایش پست‌ها با برچسب خمینی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب خمینی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۰ آبان ۱۹, پنجشنبه

برای مردم لیبی ؛ از طهران تا طرابلس + پوستر

our present is your future
امروز ایران ، آینه‌ی فردای لیبی 
پوستر از نیـا

از طهران تا طرابلس تنها به فاصله‌ی کمتر از 33 سال ، سالیانی که در گذر تاریخ جایی اشغال نمی‌کند ولی نسل‌هایی را به ترکه جهل فلک خواهد کرد . جهلی که با فریب کاری دین پیشگانی که در طمع قدرت سده‌ها خون ریختند و هنوز تشنه‌اند . تشنه‌ی عفریته‌ای که برای آغوشش از جانِ زن و مرد و جوان و کودک هم خواهند گذشت . 33 سال پیش سیلی از ایرانیان به امید فردایی آزاد به خیابان‌ها ریختند و سرها شکستند تا دیو بیرون کنند و فرشته را بر تخت نشانند! مردمی که به گواه تاریخ و به گواه وجدان آدمی از رفاه و آزادی‌های اجتماعی چیزی لااقل کمتر از ملت‌های همسایه نداشتند و تنها به دنبال اختیار سیاسی بودند . انقلابی که پیروز شد ولی به فاصله تنها چند روز چه خون ها ریخته شد و طناب ها آویخته شد . چه شایستگانی از این مرز به سرای مرگ کشانده شدند. از ادیب و نظامی تا سیاست مدار و عامی ، همه قربانی سیاست های مذهبی خمینی و اطرافیانش بودند . فرشته ای که دیری نپایید نقاب از رخ برداشت و عریان و دیومنش به خونخواهی نشست.فرشته ای که لقب "امام" را با خود می‌کشید و وعده کرده بود که بر کرسی قدرت نخواهد نشست . فرشته ای که در زیر درخت سیب در نوفل لوشاتو قول آزادی و نوید دموکراسی می‌داد اما در روزی که بر کرسی قدرت تکیه زد دیوانه‌وار با مشروعیتی که از جهل وابسته به مذهب مردم می گرفت گفت : (( ما دیگر نمي‌توانيم آن آزادی را که قبلاٌ دادیم بدهیم و نمی‌توانیم بگذاریم این احزاب کار خودشان را ادامه بدهند. ما شرعاَ نمی‌توانیم مهلت بدهیم. شرعاَ جایز نیست که مهلت بدهیم. ما آزادی دادیم و خطا کردیم. به این حیوانات درنده نمی‌توانیم با ملایمت رفتار بکنیم. دیگر نمی‌گذاریم هیچ نوشته‌ای از این‌ها در هیچ جای مملکت پخش شود. تمام نوشته‌هایشان از بین می‌بریم. با این‌ها باید با شدت رفتار کرد و با شدت رفتار خواهیم کرد. این جنایتکارها که در بازداشت هستند متهم نیستند، بلکه جرمشان محرز است، باید فقط هویت آنها را ثابت کرد و بعد آنها را کشت. اصلاً احتیاج به محاکمه آنها نیست. هیچگونه ترحمی درمورد آنها مورد ندارد. اگر ما اينها را نكشيم، هر يكی شان كه بيايد بيرون ميرود آدم مي‌كشد. با چند سال زندان كار درست نمي‌شود.اين عواطف بچه گانه را كنار بگذاريد.))
سالها گذشت و خمینی رفت ولی خوی درنده و ضدانسانی‌اش را به ارث گذاشت و ایرانِ امروز که سرآمد شعور و فهم سیاسی در منطقه است، اما هنوز اسیر خمینی صفتانی که سخت به زین قدرت چسبیده اند و تا پای مرگ تک تک ایرانی‌ها ایستاده اند.
این روزها اما در کشورهای همسایه یا از همین خاور هستند ملتهایی که با شجاعت موفق شدند دیکتاتورهای خود را به زیر کشند  تا به آزادی های سیاسی دست یابند و سوار بر سرنوشت خویش باشند . از این ملت ها لیبی نمونه ایست بارز از حکمرانی سالها جهل و فساد و دروغ و فریبکاری . ایرانی که 33 سال پیش در آن جایگاه بود وقتی به دست بانیان دین افتاد تا این درجه از انحطاط سقوط کرد ؛ به راستی شریعت را با دموکراسی کاری نیست و کلامی تنها از سر صداقت خواهم گفت : مردم لیبی ؛ جوانان و روشنفکران لیبی ؛ سیاست‌مداران و سیاست‌گذاران لیبی ، به جد هشیار باشید که در ورطه‌ای که ایران و ایرانی سالهاست سقوط کرده است ورنغلطید و از همین ابتدا ورود عمامه دار را به وادی تصمیم گیری برای آینده خود ممنوع کنید.
ایران ما  آینه‌ایست پیش چشم شما ، به راستی آزموده را آزمودن خطا نیست؟



۱۳۸۹ مرداد ۲۳, شنبه

دو دیـکتـاتـور


ولادیمیر ژیرینوفسکی:شاید مجبور شوم صـدهـزارنفـر را تیرباران کنم
آیت الله خمینی:کاش چوبـه های دار را بر میدانهـای بزرگ بر پـا کرده بودیم

ولادیمیر ژیرینوفسکی،رهبر ملی گرای افراطی حزب لیبرال دموکرات در انتخابات دسامبر 1993در روسیه نزدیک به یک چهارم آرا را از آن خود کرد،تهدیدات واظهارات نسنجیده او بسیاری را نگران می نمود.
برنامه های ژیرینوفسکی ترکیبی از رجزخوانی نظامی گرایانه،وعده های،اقتصادی بزرگ،نژادپرستی،ویهودی ستیزی بود.
او از کودتای مخاییل گورباچف در اوت 1991حمایت میکرد.
ژیرینوفسکی در کتاب خود با عنوان آخرین حرکت برای تسخیر جنوب خواستار آن شد که روسیه افغانستان،ایران،وترکیه را تسخیر کند.

خبرگزاری آسوشیتدپرس در پنجم فوریه 1994نمونه ای از اندیشه های او را اینگونه نقل میکند:
حزب لیبرال دموکرات طرفدار بازگشت دولت روسیه به مرزهای اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی سابق است.
من با تحت فشار قرار دان کشورها بالتیک و دیگر ملتهای کوچک شروع خواهم کرد،اهمیتی نمیدهم که سازمان ملل آنها را به رسمیت شناخته باشد.
تصمیم ندارم به آنها حمله کنم،زباله های رادیواکتیو را در طول مرز لیتوانی دفن می کنم و پنکه های نیرومند در آنجا کار میگذارم وشبانه پنکه ها را به کار می اندازم وروزها خاموش میکنم،همه آنها دچار پرتوزدگی میشوند ومی میرند،وقتی آنها مردند یا به زانو درآمدند دست خواهم کشید.
من دیکتاتورم ، آنچه میخواهم انجام دهم بد است،ولی برای روسیه خوب است،اگر من انتخاب شوم اسلاوها هر چه بخواهند به دست خواهند آورد.
خیلی واضح می گویم،وقتی من به قدرت برسم دیکتاتوری برقرار خواهد شد،آمریکایی ها را درفضا هدف قرار خواهم داد،با ایستگاههای فضاییمان این سیاره را محاصره خواهم کرد،طوری که آنها از سلاحهای فضایی ما دچار وحشت شوند،اهمیتی
 نمی دهم که آنها مرا فاشیست یا نازی بنامند.
کارگران در لنینگراد به من گفتند،حتی اگر تو پنج آرم صلیب شکسته هم به سینه ات بزنی،باز همه ما به تو رای خواهیم داد،تو طرح روشنی را وعده می دهی.
هیچ چیز مثل ترس مردم را به بهتر کار کردن وانمیدارد. چمـاق،نـه هویـج.
من همه این کارها را با آوردن تانکها به خیابان انجام خواهم داد، کسانی که باید بازداشت شوند شبانه و بی سروصدا بازداشت خواهند شد،شاید مجبور شوم صد هزار نفر را تیرباران کنم ،اما بقیه سیصد میلیون نفر درآرامش زندگی خواهند کرد.
من این حق را دارم که این صدهزار نفر را تیر باران کنم،من به عنوان رییس جمهور این حق را دارم.

آیت الله خمینی نیز اینگونه میگفت:
اگرما ازاول که رژیم فاسد را شکستیم واین سد بسیار غاصب را خراب کردیم،به طور انقلابی عمل کرده بودیم،
قلم تمام مطبوعات را شکسته بودیم،وتمام مجلات فاسد ومطبوعات فاسد را تعطیل کرده بودیم وروسای آنها را به محاکمه کشیده بودیم وحزبهای فاسد را ممنوع اعلام کرده بودیم، وروسای آنها را به سزای خودشان رسانده بودم،وچوبه های دار را بر میدانهای بزرگ بر پا کرده بودیم ،ومفسدین و فاسدین را درو کرده بودم،
این زحمت ها پیش نمی آمد...
و یا در جای دیگری چنین سخن راند:
ما دیگر نمي‌توانيم آن آزادی را که قبلاٌ دادیم بدهیم و نمی‌توانیم بگذاریم این احزاب کار خودشان را ادامه بدهند. ما شرعاَ نمی‌توانیم مهلت بدهیم. شرعاَ جایز نیست که مهلت بدهیم. ما آزادی دادیم و خطا کردیم. به این حیوانات درنده نمی‌توانیم با ملایمت رفتار بکنیم. دیگر نمی‌گذاریم هیچ نوشته‌ای از این‌ها در هیچ جای مملکت پخش شود. تمام نوشته‌هایشان از بین می‌بریم. با این‌ها باید با شدت رفتار کرد و با شدت رفتار خواهیم کرد.
این جنایتکارها که در بازداشت هستند متهم نیستند، بلکه جرمشان محرز است، باید فقط هویت آنها را ثابت کرد و بعد آنها را کشت. اصلاً احتیاج به محاکمه آنها نیست. هیچگونه ترحمی درمورد آنها مورد ندارد. اگر ما اينها را نكشيم، هر يكی شان كه بيايد بيرون ميرود آدم مي‌كشد. با چند سال زندان كار درست نمي‌شود.اين عواطف بچه گانه را كنار بگذاريد.

نیازی نمی بینم بیش از این تفکرات تحجرگونه ی اینان را واگویه کنم،
فقط به ذکر این نکته بسنده خواهم کرد که عجیب برنامه ها و روحیات ژیرینوفسکی در آن سالها به کردار وگفتار رهبران وصاحبان قدرت در کشورمان شباهت دارد.
ازرجزخوانی های نظامی گرایانه که برای سربازان آمریکایی گور دسته جمعی حفر میکنند،تا وعدهای بزرگ اقتصادی که قرار بود سفره های مردم رنگین تر شود،که اینگونه نشد هیچ سفره ها نیز کوچک تر شد.
ازنژادپرستی،ویهودی ستیزی نیز همان بس که اسراییل را از صفحه روزگار محو خواهندکرد.!

 گفته های ولادیمیر ژیرینوفسکی به نقل از خبرگزاری آسوشیتدپرس، برداشت شده از کتاب تاریخ بلوک شرق / دیوید پیتروزا / ترجمه:مهدی حقیقت خواه



۱۳۸۹ مرداد ۷, پنجشنبه

گریستن و گریاندن از تکالیف دوران غیبت



همواره در باب اعتقاد مسلمانان به ظهور فردی به عنوان منجی عالم بشریت بحث ها وروایات زیادی گفته و شنیده شده است.
اینان معتقدند منجی مذکور قرنها پیش ،از دیدگان مردم عامی و بی بصیرت غیب، وقرار است در قرون آتی بر روی جهانیان رخ بنماید.
اما وقتی یک ایدئولوژی از رویدادهایی که قرنها پیش رخ داده است وام گرفته میشود،
طبیعی ست برای حفظ وپاسداشت این اندیشه بانیان آن دست به اقداماتی هر چند مضحک و خرافی خواهند زد.
تعیین تکالیف و وظایف در زمان غیبت حضرت منجی از سوی دین پیشگان برای دین مداران عام یکی از بارزترین تلاشهای اینان
برای زنده نگاه داشتن اندیشه مهدویت بوده است.
قصد نگارنده در این مقال به هیچ عنوان تایید یا رد این تفکر از مبنا نمی باشد.تنها میخواهم به یکی از تکالیف دوران غیبت اشاره کنم،که براستی این حد از تحجر نزد مبلغان حضرت منجی برایم شگفتی آور بود.!
چندی پیش تکه کاغذهای کوچکی در خیابان نظرم را به خودجلب کرد.وقتی کاغذ را برداشتم وخواندم 3مورد از تکالیف مسلمانان روی آن به این مضمون درج شده بود.
* گریستن و گریاندن وخودرا به گریه کنندگان،شبیه نمودن در فراق حضرت
*شناخت علائم ظهور
*تشکیل مجالس ذکر فضایل آن حضرت
مکیال المکارم ج 2
اگر موارد دوم وسوم را هم فاکتور بگیریم،براستی که همان وظیفه اول گویای یک تاریخ است و بس...
مردمانی که صدها سال گریستند و گریاندند وجالب اینکه سالوس مابانه خود را به حالت گریه درآوردند.
وتاریخ جمهوری اسلامی پراست از وقایع و رخدادهای گریه آور،و تقویمشان بر پایه هجرت محمد بادیه نشین
لبریز از مناسبت های خون آلود.
براستی که چه آسان میتوان ملتی را گریاند و قومی را سردرگریبان و چشم به انتظار نگاه داشت.
مردمانی که حتی تحمیل اشک وناله را به خود و بدتر از آن به دیگران از تکالیف روزمره شان می بینند،
و دکاندارانی که زیرکانه به تماشا نشسته اند.
شریعتی که باید قرن ها بگرید تا کسی از پس تاریخ ملت همسایه بیاید وعدالت ورفاه را ارزانی کند.
لابد آن موقع دیگر خواهند خندید..!
آری،خمینی بیهوده نگفت که هر چه داریم از گریه داریم.../